تبلیغات دانوب آبی
وبلاگ من
نویسنـــدگان :
yasaman (149)
موضــــوع ها :
عمومی (45)
عکس (16)
روانشناسی (18)
حرف دل (32)
شعر (13)
قطعه (4)
زنان (20)
آرشیـــو :
بهمن 1387 (1)
شهریور 1387 (2)
اردیبهشت 1387 (1)
آبان 1386 (1)
شهریور 1386 (1)
تیر 1386 (4)
خرداد 1386 (2)
اردیبهشت 1386 (5)
فروردین 1386 (4)
اسفند 1385 (17)
بهمن 1385 (8)
دی 1385 (5)
آذر 1385 (2)
آبان 1385 (1)
مهر 1385 (4)
شهریور 1385 (3)
مرداد 1385 (1)
تیر 1385 (3)
خرداد 1385 (4)
اردیبهشت 1385 (2)
لینكدونی :
آرشیو لینكدونی
لینكستان :
فریاد حق طلبی مردم
فصل زن
به سوی صلح جهانی
میدیا(حقوق بشر)
زن زن زن
جامعه حمایت از زنان
زن شناسی
عاقلانه
SHAHRZAD NEWS
وبلاگ گروهی کتابداران ایران
لات ولوتهای اینتر نتی
شبکه
زن
نویسا
فمینیست
......
زنان شرقی
آوای زن
زنستان
پیگیری سانسور زنان
عقاید مردی با کلنگ
از پشت یک سوم
کافه ناصری
زنان ایرانی
کانون زنان ایرانی
نقطه ته خط
اصطرلاب اسرار خاموشی
صدای خسته من
مرگبارترین سکوت
این یک زن است
جسنجو :
خبرنامه :
نظر سنجی :
امروز :
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل مطالب :
كل نظرها :
كل بازدید ها :
ایجاد صفحه : - ثانیه
آمدن
*لایحه ی حمایت از خانواده تصویب شد!
این جا است که باید به مردان پر از غیرت و محتاج به پایین تنه تبریک گفت !!!!!!!
*حوصله ی درس خوندن ندارم بابا چه گلی به سر بریزم!
*خیلی وقت است که دیگر آن خودی نیستم که دوستش داشتم !
*دلم هم بای میشی و سی سی تنگ شده است از زور بیکاری وقت نمیشود بروم ببینمشان !
*...............!
شروع دوباره۲

*سلام یاسی جان آمد!!!!!!
حال واحوال شما؟
میشی جان چطوری؟
*این ترم پایان نامه دارم موضوعش هم :بررسی رابطه ی هوش پایین و اضطراب در کودکان مبتلا به اختلا ل سلوک است!
*نمیدانم چرا تازگی ها به اختلالات روانی کودکان علاقمند شدم که فکر کنم باید فرویدی تفسیرش کرد!
*حالم خوب وخوش است !
*این آلبوم احسان خواجه امیری خیلی خوشمان آمد!!
*آقای احمد لو اگر هنوز این وبلاگ را میخوانی لطفا با من تماس بگیرید یا پیغام بگذارید من باهاتون تما بگیرم شماره موبایلم را که دارید؟!
*آخیـــــــــــــــــــــــــــش !خیلی وقت بود ننوشته بودم ها!
*تابستان که گذشت ،مهر هم همین طور!برای یاسمن چه اتفاقات و تجاربی که بدست نیامد!خوش حالم!
*ان شا الله دیگر شروع میکنم به نوشتن!
نای نانانای
*فکر نمیکردم که یک روز بتوانم این همه شاد و با انگیزه زندگی کنم ! آشنایی با یک دوست که همه جور بتواند تمام خلا های آدم را پر کند و نقش یک مشوق را داشته باشد خیلی خوب و لذت بخش است!
*من یک سیاره ی ناشناخته نیستم اما اگر میتوانی اجازه داری که کشفم کنی!
*این ترم 22 واحد برداشتم امسال کارشناسیم ر ا میگیرم!(به سلامتی خودم هوراااااااااااااا!!!!)
*زندگی زیباست با تو زیبا تر میتوان به زندگی نگاه کرد!
*این ترم با شادی جونم کلاس دارم !!!
*ا آنجایی که یک اخلاق گندی دارم و آن این است که اکثرا در فکر هستم وسکوت را ترجیح میدهم دوستانم فکر میکنند که غمگینم در صورتی که این طوری نیستم !باور کنید به جان شما !
*اولین چیزی که از دوست جدیدم یاد گرفتم این است که:"شادی را در درون خودت جست وجو کن".
*فکر میکنم می توانم بفهمم که زندگی یعنی چی!؟
*با خان عمو جانم که داشتم صحبت میکردم گفتند که در رشته ی خودم باید ادامه ی تحصیل بدهم چون این جوری موفق تر هستم!خدا هر چی میخواهد به وی عطاکند که من را از فکر وخیال رهایی بخشیدند.چون خاله خانم پیشنهاد دادند که مدیریت بخوان!البته باز هم به پیشنهاد ایشان من میخواهم که یک دوره ی کامپیوتر و زبانرا بگذرانم!
اختلال تیک(قسمت چهارم)
تحقیقات انجام شده در اختلال سلوک:
تحقیقات پژوهشگران خارجی:
1- تحقیقی در مورد رابطه بین حوادث اولیه زندگی و ابعاد اختلالات رفتاری اجتماعی شده " ”socializedونارسی اجتماعی”under socialized” روی 40 پسر زندانی با میانگین سنی 16.3 .مادران آنها انجام شده است .مادران پرسشنامه ای در مورد وقایع زندگی کودک پرسشنامه ای در مورد وقایع زندگی کودک وپرسشنامه ای مربوط به رشد فرزندان خود پر کردند. آزمودنیهای نوجوان نیز مقیاسی در ارتباط با روابط نوجوان را تکمیل کردند.نوجوانان نارس نسبت به نوجوانان اجتماعی شده مبتلا تعداد بسیار زیادتری حوادث استرس زای زندگی را در طول 4 سال محنت زندگی خود تجربه کرده بودند.تحیل های بعدی نشان داد که حوادث استرس زندگی در فاصله 4-2 سالگی مهمترین عامل پیش بینی قرار گرفتن شخص در گروه افراد واجد نارس اجتماعی میباشد.
2- والش وبیرو پتی(1980)به منظور تعیین تاثیر ترکیب جامعه ستیزی ،کنش هوشی پایین ومحرومیت از محبت”love depriviation” بر روی بزهکاریهای خطرناک”vidlent delinquency” بزهکار نوجوان پسر آمریکایی را در یک دوره 40 ساله مورد مطالعه قرار دادند.آزمودنی ها در 4 گروه به شرح زیر تقسیم شده بودند:
الف)غیر جامعه ستیز با کنش هوشی بالا
ب)غیر جامعه ستیز با هوش پایین
ج)جامعه ستیز باکنش هوشی بالا
د)جامعه ستیز باکنش هوشی پایین
آزمودنی های جامعه ستیزی که کنش هوشی پایین داشتند(گروه د)به طور معناداری خطرناکتر از 3 گروه دیگر بودند.محرومیت از محبت شدید داشتند ،کنش هوشی پایین داشتند وجامعه ستیز بودندو خطرناک ترین بزهکاران قلمداد میشوند.
3 –سمتز (1984)خصوصیات جمعیتی یک گروه"287"نفر در محدوده سنی7تا9سالگی از متخلفین نوجوان را بااستفاده از اطلاعات ثبت شده یکی از دادگاههای نوجوانان در یک دوره 3 ساله بررسی نمود.نتایج نشان دادند که اکثر متخلفین مذکر بودند،غیر سفید پوست بودند،وبا مادر خود به عنوانتنها والد زندگی میکردند(فقدان پدر)بعضی از آزمودنیهاآمادگی واستعدادتکرار جرم را داشتند.ارتباط متقابل طرد شدن از سوی والدین و اختلال سلوک در 244نوجوان سنین13 تا17 ساله مورد آزمایش قرار گرفت.روی آزمودنی ها مجموعه ای از تست ها ی ارزیابی جمعیتی ،موقعیت خانوادگی،رابطه با همسالان،بهزیستی روانشناختی ،رفتار ضد اجتماعی واستعمال دارو و الکل انجام شد مجموعه ای آزمونها یک سال بعد مجدا بر روی آزمودنی ها اجرا شد نتایج بدست آمده اطلاعات موجود در مورد اهمیت رابطه والدین کودک در سبب شناسی انحراف نوجوانان را تقویت کرد.further تحلیل تاثیرات متقابل نشان دادند که یکی از عوامل برجسته اختلال سلوک از طرد شدن از سوی والدین ناشی میشود.
4-شر(1984)با ارایه نظریه ها وپیشینه ی مطالعاتی که موید مرتبط بودن اند از خانواده ها با اختلال سلوک است این مساله رامورد بحث قرار داد .هنگامیکه سایر متغیرها همانند درآمد ،جنایتکاری والدین،سازش خانواده،کنترل شده باشند،رابطه بین اعضا خانواده و اختلال سلوک مشاهده میشودخانواده های با اندازه بزرگ نوعا با منظومه ای از موقعیتهای نامطلوب خانوادگی مانند کمرنگ بودن نقش الگوها،فقر فعالیتهای کودکانه ورقابت کودکان با یکدیگر برای تخصیص دادن منابع فیزیکی و روانشناختی همراه است.
5- تامورا (1984)به منظور بررسی ابعاد شخصیت ونوع بزهکاری تحقیقی را بر روی 40 نفر مبتلا به اختلال سلوک در هر یک از گروه های دهگا نه زیر انجام داد:
1-زور گویی در مدرسه (پسران)
2- زور گویی اقتصادی (پسران)
3- پسران عضو دسته موتورسیکلت سوارها
4- سرقت از مغازه ها تحت عنوان مشترک پسران...
5-ارتکاب سایر انواع سرقت پسران
6-پسر ودختر
7- بزهکاران جنسی پسر ودختر
8-دختران زور گو
9-سرقت های دختران
10-خودفروشی دختران
همه آزمودنی ها ژاپنی و میانگین سنی پسران 15.7 ودختران 15.3بود.آزمودنیهایی که در انواع شخصیت خود هایتگر طبقه بندی شده بودند نسبت به آنهایی که به عنوان خود محدود کننده ارزیابی شده بودند.سابقه بازداشتهای قبلی بیشتری داشتند،به گروه های به هم پیوسته تری تعلق داشتندو بزهکاری آنها شدید تر بود.گروه های 6و7و10 آزمودنی هایی خود نمایشگروگروه 4آزمودنی های خود محدود کننده را جذب خود کرده بودند.آزمودنی هایی که به گروه های 1و2و3 تعلق داشتندخود انگاره مثبتی را آزمودنی های گروه های 5و7و9و10خود انگاره ای منفی را نشان میدادند.به نظر میرسیدکه تضعیف خودانگاره با درجه انطباق یافتن فرد با مدرسه ونوع جرم مرتکب شده در ارتباط است.استعمال مواد مخدر و خود فروشی تاثیر منفی قابل ملاحظه ای در خود انگاره آزمودنی ها داشت،ولی تخلفات زورگویانه چنین نبود.ارزشهای کلاسیک بزهکارانی که سن بیشتری داشتند،دیده میشد وبا گروههای3و6و8و9و10در ارتباط بود.اساس نقصان دربین آزمودنی های کم سن تر دیده میشد وبا گروه های1و5 در ارتباط بود.
6-بلاسک،بردین،هنلگرو مان 1989 در امریکا،واکنش های فرد ،روابط خانوادگی و روابط با همسالان 60 پسر نوجوان بزهکار را که به 4 گروه جورنر جمعیتی تقسیم شده بودند به جرایم جنسی جرایم ضرب و جرح جرایم خشونت بار غیر بزهکار به عنوان گروه کنترل مورد تحقیق قرار دادند.اطلاعات لازم از طریق نوجوانان مادران و معلمان آنها با استفاده ازپرسشنامه های خودسنجی و مقیاسهای درجه بندی جمع آوری شد.نتایج نشان دادند که بزهکارانی که مرتکب ضرب وجرح شده بودنداین خصوصیات را داشتند.روابط خانوادگی انعطاف ناپذیر و انسجام خانوادگی کم،سطح بالای پرخاشگری در روابط با همسالان مادران آنها اضطراب یا ناراحتی های بین فردی کمی را گزارش داده بودند،در مقابل بزهکارانی که مرتکب جرایم جنسی شده بودند مادران آنها درجات بالایی از نشانه ها ی نوروتیک را گزارش داده بودند وروابط با همسالان این گروه از بزهکاران نشان دهنده سطح نسبتا پایین پیوندهای هیجانی بود.
7-در سال 1984توسط فیلیپ .پی .کلومن تحقیقی بر روی 11 پسر بزهکار سیاه پوست که در سنین 12 تا 18 سالگی قرار داشتندو خانواده های آنها ترتیب داد سعی کرد ارتباط بین تغییر ارزشهای اجتماعی و عوامل محیط اجتماعی که در طول دوران رشد بر این خانواده ها تاثیرات جامعی داشتند رامورد پیگیری و کاوش قرار دهدنکته برجسته ای که در این تحقیق بدان دست یافت این بود که مهاجرت اخیر این خانواده ها از روستاهای جنوب به شهر های شمال تغییر مهمی در شبکه های اجتماعی خانواده ها ایجاد کرده بود .بین نظر های والدین وفرزندان تفاوتهای فاحشی وجود دارد
8-تحیقیقی را خانم بو. آنسون پس از جنگ جهانی دوم درباره 240 نفر جانیان محکوم به اعمال شاقه در زندان مرکزی مولوز بعمل آورد و معلوم شد که 40% آنها متعلق به خانواده های فاسد بوده اند .الکلیسم – بیماری های دماغی – هروی و غیره.
9-تحقیقاتی را مرکز "وکرسون"انجام داده اند و به این نتیجه رسیده اندکه در میان تبهکاران 72.6 درصد از فرزندان ارشد،22.8 درصد از آخرین فرزندان بوده اند.
10- تحقیقی را "پی ناتل"درسال1954 در مورد نوع ترتیب تولد مردان بزهکار انجام داد و به این نتیجه رسید :
23.3% فرزندان دوم ،22%کوچکترین فرزند،19.3%فرزندان ارشد بوده اند.
11-تحقیقی را "خان بو آسون در مورد نوع رتیب تولد مبتلایان به اختلال سلوک انجام داد و به این نتیجه رسید که 24.5 %فرزند ارشد،23.75$%کوچکترین فرزند،14.6%فرزند دوم،12%یگانه فرزند بودند.
12-تحقیقی را "گالی" انجام داد وبه این نتیجه رسید که زنان بزهکار 25.5%،فرزندان ارشد20.3%کوچکترین فرزند،16.3%دومین فرزند بوده اند.همچنین درباره مردانی که با داشتن سابقه محکومیت دست به سرقت زده بودنداین نتایج را بدست آورد:از یگانه فرزند خانواده11.6%از فرزندان ارشد خانواده 21.68 %،کوچکترین فرزند خانواده ها 7.76%از دومین فرزند خانواده ها 19.77،سوین فرزند خانواده ها 13.9 %از چهارمین فرزند خانواده ها 10.03 %،از پنجمین فرزند به بعد13.64 بوده اند.
13- تحقیق دیگری را در هین زمینه پی ناتل (1944)در فرانسه انجام داد به نتایج زیر دست یافت:بچه های نامشروع 13 %مرگ پدر ومادر 1%،مرگ یکی از والدین18%،طلاق6%،جدایی 12%،تعاون عمومی5%،بازداشت پدر 2%.
14-در بررسی که "اکلوک ها "به کمک 20 تن از دانشیاران(1950)در مدت 10 سال در منطقه کارگری بوستون برروی 500نوجوان بزهکار انجام دادند وبیان کردند در اجداد این نوجوانان در خانواده ها در میگساری 46.8%وتبهکاری 54.8% در خانواده پدر میگساری 23%و تبه کاری 44.8 %و در پدران میگساری 26.8%و تبه کاری 66.2 وجودداشته است.
15-تحقیقی را بنجامین لاهی و فرینک پلی. جی برروی یک نمونه 177 نفری کودکانبین13-7 ساله انجام دادند وارتباطی را بین اختلال سلوک وتعامل چنین جنبه خانوادگی مثل جدایی پدر ومادر ،ناسازگاری والدین،(والدین دارای اختلال شخصیتی ضداجتماعی و والدین سواستفاده کننده ی جنسی – مادی)یافتند.
تحقیقات پژوهشگران ایرانی:
1-رابطه اختلال سلوك با اخلال یادگیری در دانشگاه: دانشگاه علامه طباطبائی
نام دانشجو: علی فرهادیان (قریشوندآبراك)
مقطع تحصیلی: كارشناسی ارشد
چکیده:
اختلالات یادگیری امروزه یكی از مشكلات رایج دانش آموزان است كه علاوه بر هزینه های مادی آن چه برای دولت و چه برای خانواده ها باعث مشكلات روحی و روانی برای دانش آموزان می شود. اگر بر روی اختلالات یادگیری اثر مثبتی بگذاریم هم هزینه های مادی و هم نگرانی های خانواده ها را كاهش داده ایم. بیش از ربع قرن است كه مشاهده می شود رفتارهای ضداجتماعی با نارسائی در خواندن هم بستگی دارد.
جامعه تحقیق : دانش آموزان پسر دبستانهای ابتدائی و مدارس راهنمائی شهر تهران.
یافته ها : بین اختلال در خواندن واختلال سلوك رابطه معناداری وجود دارد. بین اختلال در نوشتن و اختلال سلوك رابطه معناداری وجود دارد. بین اختلال در ریاضیات و اختلال سلوك رابطه معناداری وجود دارد.
نتیجه : درصورتی كه بتوانیم اختلالات یادگیری را كاهش دهیم احتمالاً اختلال سلوك هم كاهش پیدا می كند و بالعكس.
پیشنهاد: همین پژوهش درمقاطع و رشته های مختلف تحصیلی اجرا شود.
2-عنوان: بررسی وضعیت سلامت روان دانش آموزان تحت پوشش كمیته امداد شهرری در سال تحصیلی 74-75
تاریخ انتشار: مهر 1376
(مولفین): سیدعباس باقری یزدی كارشناسی ارشد روانشناسی بالینی , جعفر بوالهری دانشیار دكتری تخصصی روانپزشكی .
محل دستیابی: دانشگاه علوم پزشكی زنجان
چكیده:
هدف از این مطالعه بررسی وضعیت سلامت روان دانش آموزان دوره های ابتدائی،راهنمائی ودبیرستانی تحت پوشش كمیته امداد امام شهرری در سال تحصیلی 74-75 است.به همین منظوراز مجموع 1920 دانش آموز تحت پوشش ،500 دانش آموز بطور تصادفی سیستماتیك انتخاب گردیدند كه از این تعداد 183 نفر مربوط به دوره ابتدائی 187 نفر دوره راهنمائی و 130نفر دانش آموز دبیرستانی بودند.اطلاعات در مورد وضعیت سلامت روان دانش آموزان 13-7سال بر اساس آزمون راتر والدین و دانش آموزان 18-14 سال با استفاده از پرسشنامه سلامت عمومی گلدبرگ “GHQ-28“ بدست آمد.
نتایج بررسی نشان داد كه در مجموع 28/8 درصد نمونه مورد مطالعه دچار اختلال روانی بودند كه به ترتیب 29،25/7،33/1دصد دانش آموزان دوره های ابتدائی ،راهنمائی و دبیرستانی مورد مطالعه را شامل می گردید .
شایعترین علامت مثبت مطرح در دانش آموزان دوره ابتدائی و راهنمائی بیقراری و دل گرفتگی و غمگینیبه ترتیب با 47/7،43/1درصد و دانش آموزان دبیرستانی دلهره و دلشوره با 65/8درصد بوده است. یافته ها ی این بررسی همچنین نشان داد كه در دوره های ابتدائی و راهنمائی اختلال عاطفی در دختران از پسران و اختلال سلوك در پسران بیش از دختران بوده است.
بطور كلی در دانش آموزان دوره های ابتدائی و راهنمائی مورد مطالعه میزان شیوع اختلالات روانیدر دانش آموزان دختر بیش از پسر،دانش آموزان شهرری بیش از روستائی و دانش آموزان 13-12 سال بیش از دیگر گروههای سنی بوده است.
در مورد دانش آموزان دبیرستانی به جز اختلال در عملكرد اجتماعی كه در پسران بیش ازدختران بود در سایر زمینه ها (افسردگی ،اضطراب و اختلال روان تنی )این اختلالات دردختران بیش از پسران وجود داشته ولی از نظر آماری این تفاوت ها معنی دار نبوده است. به منظور تعیین نقش مشكلات اقتصادی اجتماعی در ایجاد اختلالات روانی،مقایسه نتایجآزمون سلامت عمومی دانش آموزان دبیرستانی تحت پوشش با 130 پرسشنامه دیگر از دانش آموزان دبیرستانی كه تحت پوشش كمیته امداد قرار نداشتند نشان دهنده این است كه میزان اختلالات روانی در دانش آموزان دبیرستانی تحت پوشش با 33/1درصد بیش از دانش آموزان غیر تحت پوشش با 27/9درصد بوده وتفاوت موجود بین آنها از نقطه نظر ابتلاءبه اختلالات روانی معنی دار بوده است.
3- عنوان: بررسی مقایسه ای عوامل دخیل در بروز اختلالات سلوكی در اطفال و مقایسه تأثیر انواع روشهای درمانی در این اختلالات
تاریخ انتشار: مهر 1376
مولف (مولفین): بهروز جلیلی دكتری تخصصی روانپزشک کودک .
محل دستیابی: دانشگاه علوم پزشكی زنجان
چكیده:
اختلالات سلوكی گروهی از اختلالات رفتاری می باشند كه در آنها حقوق اساسی با موازینو اصول اجتماعی متناسب با سن زیر پا گذاشته می شود.ابعاد اختلالات سلوك بالاتر ازشیطنت و شوخی های معمولی كودكان و نوجوانان می باشد.نمونه ها و شواهد این اختلالاتسرقت اموال دیگران دروغگویی و آتش افروزی بالاتر از حدودی است كه به طور اتفاقی توسط اكثر كودكان به عمل می آید و نیز شقاوت فیزیكی نسبت به حیوانات و استفاده از اسلحه ضمن دعوا و فرار از مدرسه و امثالهم می باشند.
در بررسی هایی كه بر روی 43 مورد ازبیماران مراجعه كننده به مركز روانپزشكی شهید اسماعیلی (دانشگاه علوم پزشكی ایران)صورت گرفت كلیه این 43 مورد از میان بیماران برگزیده شدند كه ملاكهای تشخیص لازم جهت اختلال سلوك را كاملاً دارا بودند.در این بررسی كه به روش رتروسپكتیو صورت گرفت 15 متغیر در مورد بیماران مد نظر قرار گرفت كه عمدتاًشامل سن و جنس و رتبه فرزندی و سطح تحصیلات والدین و گروه طبقه بندی اجتماعی و سوابق طبی و منجمله روانپزشكی افراد خانواده و نیز نوع درمانهای بكار رفته بود. نتایج یافته ها حاكی از آن بود كه شایعترین علائم ارجاعی شامل پرخاشگری و دزدی و دروغگویی بوده و شایعترین گروه سنی 10-14 ساله بوده است.
از لحاظ شیوع جنسی در بررسی ما نیز اختلال در پسران شایع تر از دختران نشان داده شد كه نسبت آن تقریباً 4/1 بوده است.از لحاظ وسعت بیماری شیوع بیماری در خانواده های 5 نفر بیشتر بوده و از لحاظ رتبه فرزندی شیوع اختلال در فرزند دوم بالاتر بوده است.از لحاظ سطح تحصیلات والدین بی سواد تا سطح تحصیلات ابتدائی شایعترین میزان را حائز بوده و از لحاظ سطح اقتصادی این اختلال در گروههای اجتماعی متوسط پائین بیشتر دیده شده است. بیشترین تأثیر درمان در گروهی بوده است كه رفتار درمانی به همراه دارو درمانی در مورد ایشان اجرا گردیده است.
اختلالات سلوكی یك گروه از اختلالات رفتاری می باشند كه بابروز در زمان كودكی مولد مشكلات عمده ای در زندگی ط
[ دوشنبه 18 تیر 1386 - 07:07 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]
[ پیام ()|| yasaman ] [روانشناسی , ] [+]
اختلال تیک(قسمت سوم)
سیر اختلال سلوک:
در الگوهای رفتار ضد اجتماعی و پرخاشگری ، برخی قوائین مبنی بر انتقال بین نسلی وجود دارد. در واقع شاید مشکل سازترین خصوصیت اختلال سلوک ، ثبات آن در طول زمان است. شروع زودرس اختلال سلوک در کودک ، با پرخاشگری بعدی ، رفتار ضد اجتماعی و دیگر مشکلات بزرگسالی را رابطه دارد. گر چه عوامل بسیاری ، رابطه مشکلات سلوک کودکان و رفتار اجتماعی بزرگسالان را متاثر میسازند. وجود اختلال سلوک در کودکی ، اطلاعات پیش بینی کننده برای انواع وسیعی از مشکلات سازگاری بعدی از منجمله فعالیتهای ضد اجتماعی ، سوء مصرف الکل و مواد است. شناسایی مکانزیمهایی که این مسیرها را توجیه میکنند، چالش عمدهای در این حوزه است. (دکتر دادستان،پریرخ،1382)
تشخیص وخصوصیات بالینی:
اختلال سلوک یک شبه ظاهر نمیشود بلکه بسیاری از نشانه ها در طول زمان شکل میگیرد وبه الگوی مستمر نقص حقوق دیگران می انجامد.بعید است بچه های بسیار کوچک واجد ملاکهای این اختلال باشند، چون از نظر رشدی ،قادر به ابراز نشانهای مشخص کودکان بزرگتر مبتلا به اختلال سلوک نیستند. بچه ی 3 ساله وارد خانه دیگران نمیشود در حضور دیگران دست به دزدی نمیزند کسی را به رابطه ی جنسی با خود وانمیدارد وعمدا اسلحه ی خطرناکی بکار نمیبرد.اما کودکان سنین مدرسه ممکن است قلدری کنند دعواهای بدنی را شروع کنند اموال را تخریب کنند ویا دست به اتش افروزی بزنند.
سن متوسط شروع اختلال سلوک در پسر ها پایین تر از دختر ها است.پسر ها اکثرا در فاصله ی سنین 12 - 10 سالگی واجد ملاکهای تشخیصی میشوند در حالیکه دختران، قبل از اینکه مشمول این ملاکها شوند به سن 14 تا 16 سالگی رسیده اند.
کودکانی که واجد ملاکهای اختلال سلوک هستند رفتار پرخاشگرانه ی خود را به انحا گوناگون نشان میدهند.رفتار پرخاشگرانه ضداجتماعی ممکن است به صورت قلدری پرخاشگری جسمی و رفتار بی رحانه نسبت به همسالان تظاهر کند.چنین کودکانی مکن است متخاصم بد دهن گستاخ و نافرمان بوده و نسبت به بزرگسالان منفی کاری نشان دهند.دروغگویی مستمر فرارمکرر از مدرسه و ویرانگری شایع است. در موارد شدید خرابکاری دزدی و خشونت جسمی نیز دیده میشود.این کودکان چندان کوششی برای مخفی کردن رفتار ضد اجتماعی خود نمی کنند.رفتار جنسی یا مصرف مرتب دخانیات مشروبات الکلی یل مواد روانگردان بدون نسخه دراین کودکان و نوجوانان خیلی زود شروع میشود .افکار وژست های خود کشی و اقدام به خود کشی در این افراد شایع است.
برخی ازکودکانی که رفتار پرخاشگرانه دارندقادر به ایجاد دلبستگی اجتماعی نیستندکه این ناتوانی به صورت اشکال در روابط با همسالان تظاهر میکند.برخی از آنها ممکن است با افراد بسیار بزرگتر یا کوچکتر از خود دوست شوند و یا روابط سطحی با سایر نوجوانان ضد اجتماعی برقرار سازند.بسیاری از آنها عزت نفس پایینی دارندهرچند به ظاهر ممکن است است که خود را پرتوان ومقاوم نشان دهند.این کودکان ممکن است فاقد مهارتهای لازم برای برقراری ارتباط از طریق شیوه های مورد پذیرش جامعه باشند و برای احساسات امیال و رفاه دیگرا اهمیتی قایل نیستند.کودکان ونوجوانان دچار اختلال سلوک اغلب در مورد برخی از رفتار های خود احساس گناه یا پشیمانی میکنند اما برای دوری از دردسر دیگران را سرزنش میکنند.
بسیاری از کودکان ونوجوانان مبتلا به اختلال سلوک در زمینه بر آورده شدن نیازهای وابستگی دچار محرومیت هستند وممکن است روش تربیتی خانواده آنهاکاملا خشن ویا توام با فقدان نظارت لازم باشد.نقص آنها در اجتماعی شدن به صورت خشونت جسمی نسبت به دیگران و در برخی موارد خشونت جنسی تظاهر میکند .تنبیهات شدید تقریبا بدون استثنا موجب افزایش غیر انطباقی خشم ومحرومیت در آنهامیشودو مشکلات آنها را تخفیف نمیدهد.
در مصاحبه های ارزیابی کودکان مبتلا به اختلال سلوک پرخاشگرانه نوعا متخاصم تحریک کننده وفاقد حس همکاری هستند.برخی از آنها در ابتدا جذابیت وپذیرش سطحی دارنداما زمانی که از آنها درخواست میشود درباره رفتارهای مشکل سازشان صحبت کنند ممکن است با عصبانیت وجود هر گونه مشکلی را انکار کنند. اگر مصاحبه ادامه پیدا کنند کودک ممکن است سورفتارش راتوجیه کند ویادرمورد منبع مطالعات معاینه کنندهمشکوک وعصبانی شود ویا از اطاق معاینه خارج شود.غالب کودک از معاینه کنند عصبانی شده ونفرت خود را ازمعاینه با ستیزه جویی آشکار یا کناره گیری عبوسانه نشان میدهد.خصومت این کودکان محدود به بزرگسالان صاحب قدرت نیست.بلکه ممکن است همسالان وکودکان کوچکتر رانیز شامل شود.در واقع این کودکان در مقابل افراد کوچک تر وضعیف تر از خود قلدری میکنند وبا لاف زدن ودروغگویی واهمیت قایل نشدن به واکنش شنونده بی اعتمادی خود را نسبت به بزرگسالان در رابطه با درک موقعیت خود آشکار میکنند.
ارزیابی موقعیت خانواده اغلب نشاندهنده نا هماهنگی شدید زناشویی است که ممکن است در درجه اول مربوط به عدم توافق برسر تربیت واداره کودک باشد به دلیل وجود بی ثباتی در خانواده معمولا ناپدری یا نامادری در خانه حضور دارند.کودکان مبتلا به اختلال سلوک معمولا کودکان نا خواسته خانوده و حاصل حاملگی های برنامه ریزی نشده هستند.والدین و به خصوص پدر غالبا دارای اختلال شخصیت ضد اجتماعی و یا وابستگی الکل هستند.کودکان پرخاشگر وخانواده آنها الگوی قالبی در خصومت جسمی وکلامی تکانشی وغیر قابل پیش بینی نشان میدهند رفتار پرخاشگرانه ی کودک ندرتا معطوف به هدفی مشخص بوده ولذت موفقیت یا حتی مزیت پایدار چندانی در مقابل همسالان یا صاحبان قدرت به ارمغان نمی آورد.
در موارد دیگر اختلال سلوک شامل مدرسه گریزی مکرر ویرانگری و پرخاشگری جسمانی شدید یا تهاجم گروهی به دیگران نظیر لخت کردن ونزاع گروهی وکتک کاری میشود.کودکانی که عضو دسته تبهکاران میشوند معمولا دوستی های متناسب باسن دارند.انها احتمالا به رفاه دوستان واعضا دوستان خود اهمیت میدهند وبعید است آنها را سرزنش نموده یا لو دهند.دراکثر موارد اعضای گروه از اوایل کودکی سابقه سازگاری کافی ویا حتی مفرطی داشته که با عضویت فرد در گروه همسالان بزهکار پایان پذیرفته است.همچنین در سابقه ی آنها شواهدی از مشکلات قبلی نظیرعملکرد ضعیف یا مرزی در مدرسه مشکلات رفتاری خفیف اضطراب ونشانه های افسردگی وجود دارد.درجاتی از آسیب روانشناختی یااجتماعی خانواده معمولا وجود دارد.الگوهای انضباطی والدین به ندرت مطلوب بوده و ممکن است از محدودیت شدید تا ناسازگاری یا فقدان نسبی نظارت وکنترل متفاوت باشد.مادر غالباکودک را از عواقب سورفتارهای خفیف حفظ کرده ولی به نظر نمیرسد که فعالانه بزهکاری راتشویق کرده است.بزهکاری که اغلب بزهکاری دوران نوجوانی نامیده میشود اغلب با اختلال سلوک ارتباط دارد ولی در عین حال ممکن است از سایر اختلالات عصبی و روانی نیز ناشی شود.(دکتر سادوک-بنیامین جیمز _دکتر سادوک-و
ملاکهای تشخیصی DSM- IV –TRبرای اختلال سلوک:
الف)الگوی پایدار وتکراری رفتار که طی آن حقوق اساسی دیگران موازین عمده اجتماعی اخلاقی متناسب با سن ویاقوانین نقض میشوند که با بروز سه مورد یابیشتر از ملاک های زیر ظرف 12 ماهه ی گذشته تظاهر میکند و حداقل یک ملاک ظرف یک ماهه ی گذشته وجود داشته باشد.
پرخاشگری نسبت به انسانها و حیوانات :
1-اغلب قلدری کرده ودیگران را تهدید یا ارعاب میکند.
2- غالبا دعواهای جسمانی را شروع میکند.
3- از اسلحه ای استفاده کرده است که میتواندصدمه ی جسمانی شدیدیبه دیگران وارد کند(مانند چماق -آجر- بطری شکسته- کارد- اسلحه ی گرم)
4-نسبت به دیگران قساوت جسمی نشان میدهد.
5- از لحاظ جسمی نسبت به حیوانات سنگدلی نشان میدهد.
6- درعین مواجهه با قربانی دست به دزدی میزند.
7- فرد دیگری را به زور وادار به رابطه ی جنسی میکند.
تخریب اموال:
8-آتش افروزی عمدی با نیت آسیب رسانی جدی به دیگران.
9-عمدا وسایل دیگران راتخریب میکند.
تقلب یا دزدی:
10-به زور وارد خانه ماشین یا ساختمان دیگران میشود.
11-اغلب برای به دست آوردن منافع اجناس و یا فرار از وظایف وتعهداتدروغ میگوید.
1 2-اشیا بی ارزش را بدون مواجه شدن با قربانی میدزدد.
نقض جدی مقررات:
13- غالبا علیرغم قدغن والدین شب ها بیرون از منزل میماند که این حالت پیش از13 سالگی آغاز میشود.
14 دست کم دوبارضمن زندگی باوالدین واقعی یا رضاعی شب ها از خانهفرار میکند.
15 غالبا از مدرسه فرار میکند که این کار قبل از 13 سالگی است.
ب)آشفتگی رفتار از لحاظ بالینی سبب تخریب چشمگیری در عملکرد تحصیلی اجتماعی یا شغلی میشود.
پ)اگر فرد 18 ساله یا بیشتر سن داشته باشدملاکهای اختلال شخصیت ضد اجتماعی وجود ندارد.
بر حسب سن شروع نوع کد را مشخص کنید:
نوع شروع شونده در دوران کودکی:
حداقل یکی از ملاکهای تشخیصی قبل از سن 10 سالگی شروع میشود.
نوع شروع شونده در نوجوانی:
هیچ یک از ملاک های تشخیصی قبل از سن10 سالگی وجود ندارد.
نوع نا متمایز:
شدت را مشخص کنید:
خفیف:مشکلات سلوک فراتر از حد لازم برای تشخیص اگر هم وجود داشته باشد معدود است وهمچنین مشکلات رفتاری فقط سبب صدمه ای جزیی به دیگران میشود.
متوسط:تعداد مشکلات سلوک واثرات آن بر دیگران بینابین خفیف ونوع شدید است.
شدید:مشکلات مربوط به سلوک متعدد فراتر از حد لازم برای تشخیص است یا مشکلات سلوک موجب صدمه قابل ملاحظه ای به دیگران میشود.
ملاک های تشخیصی ICD-10برای اختلال سلوک:
GI-الگوی پایدار ومداومی از رفتاری وجود دارد که در آن حقوق اساسی دیگران با موازین عمده اجتماعی اخلاقی مطابق با سن یا قوانین زیر پا گذاشته میشود وحداقل 6 ماه طول کشیده و در خلال آن برخی از نشانه های زیر وجود دارد:
فرد مبتلا:
1-حملات قشقرق فراوان یا شدیدی دارد که با سطح رشدش متناسب نیست.
2- اغلب با بزرگسالان به مشاجره میپردازد.
3- غالبا درخواست های بزرگسالان را انجام نداده یا از قوانین سرپیچی میکند.
4- اغلب به طور آشکارا تعمدی کارهایی میکند که موجب ناراحتی دیگران میشوند.
5- اغلب به خاطر اشتباهات وسورفتارهای خود دیگران راسرزنش میکنند.
6- غالبا زود رنج بوده ویا خیلی زود از دست دیگران ناراحت میشود.
7- غالبا عصبانی یا دلخور است.
8- غالبا کینه توز یا انتقام جو است.
9- اغلب برای دستیابی به کالاها یا منافع از اجتناب از تعهدات قول خود را زیر پا میگذارد.
10 –معمولا دعواهای جسمانی را شروع میکند.
11 - از اسلحه ای استفاده میکند که ممکن است باعث صدمه جدی به دیگران شود.
12 - معمولا برخلاف میل والدی تا دیر وقت بیرون از خانه میماند.(قبل از 13 سالگی)
13 - بدرفتار جسمانی و وحشیانه ای نسبت به دیگران نشان میدهد.
14-نسبت به حیوانات رفتارهای سنگدلانه ای دارد.
15- عمدا باعث تخریب اموال دیگران میشود.
16- تعمدا دست به آتش افروزی های خطر ناک زدهو به احتمال آسیبهای جدی آن بی توجه است.
17- دزدی اشیا بیارزش بدون آگاهی قربانی.
18- قبل از 13 سالگی غالبا از مدرسه فرار میکند.
19- حداقل دو بار از منزل فرار میکند.
20- جرمی مرتکب میشود که مستلزم برخورد با قربانی است.
21- شخص دیگری را وادار به رابطه ی جنسی میکند.
22- غالبا در مقابل دیگران قلدری میکند.
23- به زور وارد خانه ماشین یا ساختمان دیگران میشود.
G2- این اختلال واجد ملاکهای اختلال شخصیت جامعه ستیز - اسکیزوفرنی- دوره شیدایی - دوره افسردگی – اختلالها ی فراگیر رشد یا اختلال پر جنبی نیست.
نوع شروع در دوران کودکی:
شروع حداقل یک مشکل رفتاری پیش از سن 10 سالگی است.
نوع شروع در نوجوانی:
پیش از سن10 سالگی هیچگونه مشکل رفتاری وجود ندارد.
اختلال سلوک(قسمت دوم)
سبب شناسی اختلال سلوک:
هیچ عامل واحدی نمیتواند رفتار ضد اجتماعی و اختلال سلوک کودک را توجیه کند بلکه بسیاری از عوامل زیستی-روانی-اجتماعی در پیدایش این اختلال نقش دارند.
عوامل مربوط به والدین:
روش تربیتی و تنبیهی و خشن که وجه مشخصه ی آن پرخاشگری کلامی و جسمانی شدید با بروز رفتار پرخاشگرانه و غیر انطباقی در کودک ارتباط دارد.وضعیت آشفته ی خانه با اختلال سلوک وبزهکاری مرتبط است طلاق به خودی خود یک عامل خطر ساز محسوب میشود ولی تداوم خصومت نفرت و دلخوری بین والدین مطلقه ممکن است در بروز رفتارهای غیر انطباقی در کودکان نقش مهمتری داشته باشد آسیب های روانی والدین کودک آزاری ومسامحه اغلب در بروز اختلال سلوک نقش دارد. جامعه ستیزی (sociopathy)وابستگی به الکل و سو مصرف مواد در والدین با بروز اختلال سلوک در کودکانشان ارتباط دارد. والدین ممکن است آنقدر مسامحه کار باشند که بستگان یا والدین رضاعی مراقبت از کودک را انجام دهند.بسیاری از چنین والدینی خود قربانی طرز تربیت والدین خویش بوده اند و گرایش به خشونت و بد رفتاری مسامحه دارند یا غرق در تامین نیاز های خود هستند.
در دهه ی1980به خصوص در نواحی شهری سو مصرف کوکائین و سندروم نقص ایمنی اکتسابی کژکاری خانواده ها را افزایش داد.مطالعلت اخیر حاکی ازآن است که والدین کودکان مبتلا به اختلال سلوک دچار آسیب جدی روانی از جملهاختلالات سایکوتیک هستند. فرضیات روان پویایی حکایت از این دارد که کودکان مبتلا به اختلال سلوک به طور نا خودآگاه تمایلات ضد اجتماعی والدینشان را برون ریزی میکند.( دکتر سادوک-بنیامین جیمز _دکتر سادوک-ویرجینیا)
عوامل اجتماعی فرهنگی:
در کوکانی که دچار محرومیت های اقتصادی –اجتماعی هستند خطر ابتلا به اختلال سلوک بالا تر است همین امر در کودکان و نوجوانانی که در محیط های شهری پرورش می یابند شایع است به نظر میرسد بیکاری والدین فقدان شبکه ی اجتماعی حمایت کننده فقدان مشارکت مثبت در فعالیت های اجتماعی جزو عوامل پیش بینی کننده بروز اختلال سلوک هستند سایر یافته های همراه که ممکن است بر بروز اختلال سلوک در مناطق شهری تاثیر بگذارند عبارتند از افزایش میزان و شیوع مصرف مواد.هرچند مصرف الکل و دارو در شروع اختلال سلوک نقشی ندارد ولی احتمالا بهبودی اخلال سلوک را با دشواری مواجه میکند.مصرف دارو همچنین ممکن است نشانه ها را تشدید کند.بنابراین عواملی که احتمال مصرف منظم مواد را افزایش میدهند ممکن است سبب طولانی شدن اختلال شوند. .( دکتر سادوک-بنیامین جیمز _دکتر سادوک-ویرجینیا)
کودک آزاری و سو رفتار با کودک:
کودکانی که برای مدتهای طولانی در معرض خشونت بوده اند به خصوص آنهایی که متحمل سو رفتار جسمی شده اند غالبا رفتار پرخاشگرانه ای دارند. چنین کودکانی ممکن است در بیان کلامی احساسات خود دچار مشکل شوند و این مشکل آنان را به ابزار فیزیکی احساسشان سوق میدهد.به علاوه کودکان و نوجوانانی که شدیدا مورد سورفتار واقع شده اند حالت گوش بزنگی شدید در برخی موارد این کودکان موقعیت های خوش خیم را سو تعبیرکرده و با خشونت واکنش میدهند.البته همه رفتارهای جسمانی معادل اختلال سلوک نیست اما کودکان دارای الگوی گوش به زنگی و واکنش های خشن احتمالا دست به خشونت زده و حقوق دیگران را زیر پا میگذارند.
عوامل زیستی عصبی:
شواهد متعددی در مورد نقش ژنتیکی رفتارهای ضد اجتماعی ارایه شده است.به طور مثال مشخص شده اس که رفتارهای بزهکارانه وضد اجتماعی در دوقلوهای یک تخمکی بیشترازدوقلوهای دو تخمکی است.(کلونینگر و همکاران 1978). مطالعات فرزند خواندگی نشان داده است که کودکانی که از والدین بیولوژیکی شان جدا شده اند در صورتی که بستگی زیستی شان رفتارهای بزهکارانه و ضد اجتماعی داشته باشند با احتمال بیشتری این رفتارها را از خودشان نشان میدهند.(کادورت1978)تعدادی از پژوهشگران عقیده دارند در افرادی که پرخاشگری مزمن نشان میدهند ریشه ی رفتار پرخاشگرانه آسیب مغزی است.همچنین مکانیسمهای کولینرژیک و کاتکولا مینرژیک در پیدایی و تشدید پرخاشگری و سیستم سروتونرژیک وگاما آمیبوتریک اسید در بنیان آن نقش موثری دارند . ظاهرا دوپامین پرخاشگری را تسهیل و نور اپی نفرین و سروتونین آن را مهار میسازد. با این حال ماهنوز درک دقیقی از چگونگی کاهش ترشح سروتونین و افزایش رفتار پرخاشگرانه نداریم.پژوهش ها نقش میزان تستوسترون را نیز در پرخاشگری مورد تاکید قرار دادهان. در حال حاضر معلوم شده است که تستوسترون در افزایش پرخاشگری موثر است.(بن کرافت 1985)
عوامل عصبی در اختلال سلوک چندان مطالعه نشده است.ولی تحقیقات در مورد اختلال نقص توجه بیش فعالی یافته های مهمی را ارائه داده است و این اختلال اغلب به طور همزمان با اختلال سلوک دیده میشود دربرخی کودکان مبتلا به اختلال سلوک میزان دوپامین بتا هیدروکسیلاز پلاسما پایین بوده است که این آنزیم دوپامین را به نوراپی نفرین تبدیل میکند. این یافته نظریه ی کاهش کارکرد نور آدرنرژیک را در اختلال سلوک تقویت میکنددر برخی از نوجوانان بزهکار مبتلا به اختلال سلوک میزان سروتونین خون(5-هیدروکسی تریپتامین)افزایش یافته است.شواهد حاکی است که میزان سروتونین خون رابطه ی معکوسی با میزان5-هیدروکسی ایندول استیک اسید(که متابولیت سروتنین است )در مایع مغزی نخاعی دارد و میزان پایین 5-HIAAدر مایع مغزی نخاعی با بروز پرخاشگری و خشونت ارتباط دارد. )(وزیری،شهرام و لطفی،فرح1383)
عوامل روانشناختی:
به علت اینکه دیدگاه زیستی در تبیین کامل سبب شناسی این اختلال موفق نبوده عوامل محیطی مختلفی در این زمینه معرفی شده است که یا با ترکیب درون داده های زیستی و یا به صورت مستقل دامن میزنند. فروید که درابتدا پرخاشگری را به مسدود شدن انگیزه های نهاد وناکامی ربط میداد بعد ها پرخاشگری را یکی از دوغریزه ی ذاتی آدمی دانست.به نظر او تمام رفتار انسان در تعامل پیچیده ی غریزه ی مرگ وغریزه ی زندگی وتنش مداوم بین آنها حاصل میشود .از نظر او اگر غریزه ی مرگ مهار نشود به خود ویرنی سریع منجر میشود بنابراین مکانیسم های دفاعی نظیر جابه جایی انرژی غریزه ی مرگ را به بیرون هدایت میکنند. به این ترتیب پرخاشگری در درجه ی نخست تغییر جهت غریزه ی مرگ از خود به سوی دیگران است. از نظر روانکاوان بنیادگراخصوصیت اصلی دوره ی مقعدی تجاوز همراه با لذت علیه موضوع عشق است. از طرف دیگر ناکامی های کودک به علت اقدامات عجولانه ی مادر در آموزش نظافت یا اتخاذ روش بسیار سخت و غیر متناسب تربیتی موجب برانگیخته شدن تمایلات متجاوزانه وی در مرحله ساد خویی میشود(کسلر/1966).
آنا فروید(1946)خصوصیات دوران پیش از بلوغ را تجدید فعالیت شدید کشش های غریزی میداند که با تجاوز خوییو علامتهای به خصوص دوره ی"پیش تناسلی" وتجسم های دوره ی ادیپ همرا اند.کارن هورنای (1942) عقیده دارد که به راه ضدیت با دیگران میرود روش همه را نسبت به خود خصمانه تصور میکندو خلاف آن را نمیپذیرد.از نظر چنین فردی که "خوی متجاوز" دارد زندگی مبارزه ای برای بقاست .از این رو نیاز او تسلط بر دیگران است و میکوشد به هر طریقی از دیگران سبقت بگیرد ودر ضمن درخشانیدن خویش دیگران را تحقیر کند ........غالبا بازنده ی بدی است وترجیح میدهد دیگران را به باد عیب جویی بگیرداو خودش را قوی درستکار و واقع بین میشمارد وخود را موثر وپر مایه نشان میدهد.او ناگزیر است جنبه های آرام طبیعتش را طرد کند چه آنها طرد کننده ی زندگی او هستند. نقش عشق در زندگی اینگونه اشخاص ناچیز است.اریک فرام(1941)این موضوع را به تشکیل منش استفاده جو(استثمار کننده )مرتبط میداند.از نظر او در این وضعیت شخص دارای سلوکی میشود که بدگمانی پررویی وقاحت غبطه وحسد از صفات مخصوص اوست.
کوهن(1955)با اریه نظریه ی"خرده فرهنگی یا فرهنگ فرعی"ابراز میدارد که چون رفتار نقش حل مساله را دارد بسیاری از نوجوانان به علت ناتواننی در کسب ارزشهای اجتماعی مورد قبول ملاک هخای موفق دیگری را به جای آن ارزشها انتخاب میکنندکه ارزشهای شخصی آنها را مشروع سازد.
از نظر آیزنک(1964)فرد بزهکار بویژه نوع پسیکوپات برای اجتماعی شدن ظرفیت کمی دارد وبه دلیل پاسخ های شرطی ترس را به خوبی افراد متوسط کسب نمکند.رویکرد یادگیری اجتماعی در مورد سبب شناسی اختلال سلوک بر مواردی همچون سرمشق گیری وتقویت(بندورا و والترز1963)(بندورا1973)الگوی طرد ازجانب پدر ومادر سرمشق نقش جنایی از پدر پدر خشن ومجازات گر(مک کورد ومک کورد1958 بندورا و والترز1959اندری1960)تاکید مینمایند.از طرف دیگر به نظر میرسد که ایجاد یک چرخه ی معیوب روند این اختلال را تقویت کرده وعمیق تر میسازد.بدین گونه که رفتار پرخاشگرانه ی فرد موجب عقب نشینی تن دردهی یا تسلیم فرد قربانی میگردد(تقویت مثبت)ازطرف دیگر این واکنش از یک طرف به کودک نشان میدهد رفتار قهر آلود وی نتیجه بخش است وبه قربانی نیز یاد میدهد که گردن نهادن به خواست کودک وضع را تغییر خواهد داد.
به طور کلی تحقیقات مختلف نشاندهنده ی تاثیر خانواده در سبب شناسی اختلال سلوکی استاین تاثیر غیر قابل تردید از طریقه های متعددی همچون تعارض والدین جوعدم توافق پرخاشگری وگسسستگی(هترینگتن ومارتین1979)ارتباط ناکافی با کودک(الکساندر1973)طلاق(کردک1981)جدایی از پدر(امری 1982)ضد اجتماع یا الکلی بودن والدین(گیلدر گات ومایو19898)و نظام قهر آلود خانوادگی(پاترسون1980)وارد میشود.شفر(1961)نیز ضمن مطرح ساختن دو بعد کلیدی از شیوه های مربوط به عملکرد والدین تحت عنوان بعد کنترل(به ترتیب از اجازه دهنده تا محدود کننده)وبعد هیجانی(از گرمی تا خصومت)این ابعاد را به عنوان عوامل پیش بینی کننده ی بزهکاری وآسیب های روانی دوران کودکی ارایه کرده است.از نظر او والدینی که رفتتارشان در انتهای این ابعاد واقع شوند کودکانی باگرایش جامعه ستیز بار می آورند.مطالعه های طولی نیز بر روی مزاجها نشان دهنده ی آن استکه بسیاری از انحراف های رفتاری در آغاز واکنشی مستقیم در مقابل عدم تناسب مزاج ونیاز های کودک از یکسو ونظر والدین و روشهای آنها در تربیت فرزندان از سوی دیگر است.کودکانی که در شرایط آشفته وغفلت بار پرورش می یابند خشمگین موذی و پر توقع بار می آیند وموفق به کسب تدریجی تحمل کافی که لازمه ی روابط رسش یافته است نمیشوند ولاجرم چون الگوی نقش آنها ضعیف وغالبا متغیر است زیر بنای الگوی آرمانی و وجدان در آنها سست میشود و در نهایتانگیزشی برای رعایت موازین اجتماعی پیدا نمیکند و سنگدل میشوند.(وزیری،شهرام و لطفی،فرح1383)
پردازش شناختی :
عواملی که بیشترین ارتباط را با خطر ابتلا به اختلال سلوک ندارند ، عبارتند از: خصوصیات کودک ، والدین کودک و الگوهای تعامل بین کودک و والدین گروهی از محققین دریافتهاند که با توجه به مشکلات تحصیلی و هوشی میتوان تا حدی اختلال سلوک را پیش بینی کرد. خصوصیات دیگری که عوامل خطر احتمالی هستند عبارتند از: ویژگیهای شناختی و زیستی. کودکان پرخاشگر سوگیری اسنادی خصمانه دارند و در مواجه با موقعیت مبهم ، مایلند انگیزههای منفی را به دیگران نسبت دهند. این تحریفها ، میتوانند مقابله به مثل و تلافی جویی را در کودکان پرخاشگر تسریع کنند. (اینترنت)
سایر عوامل:
اختلال نقص توجه- بیش فعالی کژکاری یا آسیب دستگاه عصبی مرکزی و مزاج افراطی در اوایل زندگی ممکن است کودک را مستعد ابتلا به اختلال سلوک نماید. گرایش به خشونت با کژکاری دستگاه عصبی مرکزی و علایم آسیب روانی شدید نظیر تمایلات هذیانی همبستگی دارد.مطالعات طولی بر روی مزاج ها حاکی است که بسیاری از انحرافات رفتاری در ابتدا واکنش مستقیمی درمقابل عدم تناسب بین مزاج کودک ونیازهای هیجانی او از یکسو و نگرش والدین و روش تربیتی انها از سوی دیگر است. .( دکتر سادوک-بنیامین جیمز _دکتر سادوک-ویرجینیا)
ادامه دارد.........
.............................................
* اینکه وقتی کسی را که دوست داری بغل میکنی و میبوسیش خیلی زیبا است به شرط اینکه دیگران بهت دستمال کاغذی نگویند!
*این روزها خیلی خوبم شاد و سرحال!
*امتحاناتم تمام شده به خوبی و کاملا راضی هستم!
*طبق معمول هم یک عالم کتاب نخوانده دارم و یک ۷ تا ۸ cdوdvd که باید ببینم!
*چقدر خودم را دوست دارم(فکر کنم نارسیس شدم!!!!
)
*میخواهم از آسمون ها ستاره بچینم!
نوشته های پیشین ...